بدبینیهای واقع بینانه 3شنبه ای!چرا محمود رو فراموش کردیم و فقط علیه اونیکه زاییدش شعار میدیم؟

روی صحبت ما با مردمی است که بر عهدشان با مردانی که در عهدشان با مردم وفادار مانده اند،بی تقاوت هستند!
مگر شما همان مردمی نیستید که پس از انتخابات خرداد 88 در اعتراض برای اعاده حق خود به خیابانها آمدید و موسوی و کروبی شرافتمندانه،از همان روز اول علیرغم بدترین شرایط و بیشترین تهدیدها و فشارها،مردانه پای آرمانهای شما مردم ایستاده اند؟
شما همان مردمانی هستید که به بازداشت خمینی ملعون توسط رژیم گذشته به خیابانها ریختید و لااقل ما جوانها آیا چیزی کمتر از پدران و مادرانی داریم که باعث تسلط این رژیم سفاک بر جان و مال و ناموس ایران شدند؟
یادتان هست تا پیش از حصر خانگی این عزیزان،مرتب پیغام میدادید که وای اگر موسوی و کروبی رو بگیرن ایران قیامت میشه و چنین میشه و چنان میشه؟!
این عزیزان را حصر خانگی کردند و شما مردم بی وفا واکنشی سریع و بجا نشان ندادید و هرچه بانگ بر آوردیم که تا دیر نشده برای آزادی این عزیزان کاری کنید و تحرکی از خود نشان دهید بازهم ساکت ماندید تا این عزیزان را به زندان مثلا امن برده اند که دیگر اگر بخواهیم هیچ کاری برای آزادی آنها نمیتوانیم بکنیم و کار چنان سخت تر شده که جز با آزادی ایران این عزیزان را نمیتوان آزاد کرد ولی آیا ملت ترسویی که جراتی برای آزادی رهبران خود ندارد ،با این مدل مبارزاتی و راهپیمایی 1 روزه مانند ساک ساک کردن بازی قایم موشک بازی، کاری از پیش خواهد برد؟
این مدل حضور خیابانی 1 روزه که بدون رعایت اصول مبارزاتی و استمرار انجام میشود ومردم دوباره به خانه برمیگردند نه تنها سودمند نیست بلکه نیروهای سرکوبگر را وادار به بازداشتهای بیشتر جوانان مبارز سبز میکند و این یعنی از دست دادن بیش از پیش نیروهای بالقوه جنبش و گروه جمعیت جوانان سبز ایران برین باور است که این مدل مبارزاتی همانند آنچه راهپیمایی 3شنبه های سبز اعلام گردیده اشتباهی بزرگ است و مادامیکه مردم،مانند آنچه در تمام کشورهای عربی بپاخاسته،تصمیم به ماندن در خیابانها نگیرند و از سوی برنامه ریزان عمده تشویق به ماندن در خیابانها با اهدافی مشخص،مثلا تسخیر صداوسیمای رژیم یا زندانهای رژیم و یا هجوم به مقر بیت دیکتاتور، نشوند اینگونه حرمات مقطعی هزینه ای بی حاصل به جنبش وارد میکند زیرا که به نیروهای اشغالگر این فرصت را میدهد که اقدام به دستگیریهای گسترده بخصوص در میان دانشجویان عزیز ما زده و آنها را یکی پس از دیگری از حق تحصیل محروم کنند.
وانگهی ما هنوز نیاموخته ایم که از اشتیاهات گذشته خود درس بگیریم و تاکتیکهای هوشمندانه تری در مبارزات خود بکار گیریم و این سئوال مطرح است که واقعا چرا مردم ما جسارتی همانند آنچه در بین مردم مصر،تونس،یمن و لیبی ،که این آخری بسیار اعجاب انگیز بوده زیرا باوجود خشونتی عریان و به مراتب بیشتر از آنچه در ایران ما اتفاق افتاد با حضوری ادامه دار و بدون ترس از کشته شدن در راه آزادی با حرکتی شتابان دستگاه سرکوبگر دیکتاتور خود را به سوی اضمحلال میبرند،ندارند؟؟!
مگر ما مردمان دیار کاوه آهنگر و بابک خرمدین و ابومسلم خراسانی نیستیم و وامدار کوروش کبیر و فردوسی پاکزاد نمیباشیم؟
راستی چرا ما در شعارهایمان فرزند سزارین شده دیکتاتور ،که بخاطر وجود سرتاپا دروغ او رای ما را خوردند، را از یاد برده ایم؟!
((مرگ بر جمهوری اسلامی – چه محمود و سیدعلی و جنتی))
به خیابانها بیایید و دیگر تا آزادی ایران خانه رفتن را بر خود حرام کنیم و ازیت 3 شنبه شروع و تا 3 شنبه بعد میمانیم تا نوروز 90 را با آزادی ایران جشن بگیریم.

هرچه سریعتر بخود بیاییم و نگذاریم مردم خشم خود را دوباره فرو بخورند

ما همه به آنچه در 25بهمن به حکومت نشان دادیم خرسند بودیم ولی هنوز یاد نگرفتیم اعتراضات خود را ادامه دار و پر دامنه تر کنیم…
آیا 25 بهمن تنها یک نمایش افتخار قلمداد میشود؟آیا تنها برای تخلیه هیجان و خشم خود آمدیم و دیگر رفتیم تا منتظر بنشانیم برای صدور بیانیه ای دیگر؟!
متاسفانه اگر دفعات دیگر هم چنین باشیم بهتر است دیگر نیاییم چون بسیاری از عزیزانمان را از دست میدهیم و موسوی و کروبی را نیز به فشاری بیشتر دچار میکنیم نظیر آنچه مجلس ضدملی و نمایندگان بی ناموسش مرگ آنان را شعار دادند.
پس سریع بخود بیاییم و همین فردا 5شنبه را که تایم کاری مردم کم و فرصت مناسبی است برای حضور همه جانبه و خودجوش و ماندن در خیابانها، دهان به دهان و از هر راهی از مردم برای گردهم آمدن در فردا عصر دعوت کنیم.
راستی آیا خبر دارید که کودتاچیان در تدارک برای به میدان کشاندن نیروهای ساندیس خور خود برای تظاهرات بعد از نماز جمعه 29بهمن است تا خواستار اعدام عزیزانمان موسوی و کروبی شوند!
بازهم میخواهید بی تفاوت بنشینید و نظاره گر باشید تا حماسه 9دی مسخره دیگری رقم بخورد؟!

25بهمن را شروع یک تولد تازه بدانیم و دیگر منتظر تعیین تاریخ و ساعت نباشیم

26 بهمن است و دیروز مردم خسته با خشم فرو خورده خود به میدان مواجهه با لشگر دیکتاتور ملعونی آمد که از روی بخت خوب خود با علم به زمان از پیش اعلام شده مردم برای حضور در خیابانها در حرکت حمایتی از خیزش مردم مصر و تونس بار دیگر به رژیم ضد ایرانی حاکم یادآوری کرد که جنبش سبز آزادیخواهانه مردم که از پس انتخابات فریبکارانه و سراسر تقلب سال 88 متولد شد علیرغم یک سال سکوت ،که تنها برای تجدید قوا بوده، نه تنها نمرده بلکه درین مدت به آرامی در حال گسترش در تمامی طبقات جامعه وشستن و خوردن پایه های لرزان نظام ولایت فقیهی ضد ایرانی خشونت طلب است.
نظامی که دکترین سیاست مزوزانه خارجی او صدور خشونت و تفرقه به دیگر کشورها بخصوص کشورهای خاورمیانه و سیاست داخلی او لجاجت بر راه و روش کهنه و پوسیده ایست که هر روز احمقانه تر به راه خود ادامه میدهد و بیشتر کشور و ملت ایران را درین باتلاق تباهی فرو میبرد، همان راه و روشی که خمینی(لعنت خدا و ملت بر او) وعمال اوست. بخصوص روحانیون و آخوندهایی که دم از درد دین میزنند ولی شنیعترین جنایات رژیم را که در تضاد با اصول انسانی و هر دیانتی است را یا نظاره گر و یا حتی مشوق آن هستند و اندک مردانی از مردان خدا مانده اند که داد مردم و درد ملت را سر داده اند همانند روحانی بزرگ آیت الله کاظمینی بروجردی که چون خواهان جدایی دین از حکومت شده اند با وضع اسفناکی در زندان رژیم اسلام نما دست و پنجه نرم میکنند و متاسفانه نیست یاریگری از ایران او!
دیروز مردم ثابت کردند که خشم فروخورده آنان چون فنری فشرده شده آماده رها شدن است و باید ضمن درود فرستادن برهمه برادران و خواهران هموطنمان که شجاهانه آگاهانه غیرت ایرانی خود را به رخ کشیدند و مانند همه دوستان جوان ما بخصوص در دانشگاههایی چون دانشگاه شریف ،که غیورانه حسر نیروهای امنیتی را شکستند و به مردم پیوستند،نکاتی را درس بگیریم و آنها را عملیاتی کنیم و با استفاده از هسته های اجتماعی به اطلاع عموم مردم برسانیم.
نکته مهم این است که سعی کنیم حال که مردم به حال و هوای اعتراض بازگشته اند همچنان با پخش اعلامیه های قدردانی و سی دی های تصاویر منتخب روز 25 بهمن و دیگر ابزار مردم را در موضع انفعال قرار دهیم.
درین حالت دیگر منتظر اعلام روز و ساعت خاص نباشیم و با اطلاع رسانی برق آسا از صبح روز دیگر مردم را برای برپایی تجمع اعتراض آمیز در عصر و شب همانروز آماده کنیم بخصوص که در زمانی باشد که ساعت اتمام کار ادارات و موسسات است و مردم با فراقت امکان حضوری حداکثری را در خیایانها دارند.
این حرکت اگر ادامه دار باشد این حسن را دارد که امکان هماهنگی نیروهای سرکوب از روزها قبل را در مقام مقایسه با روزهایی که از قبل تاریخ و ساعتش مشخص مبگردد ، بسیار کم و یا ناممکن میکند.
و با ادامه دار کردن آن همه بر جمعیت افزوده میشود هم میتوانیم هر گروه در مناطق اصلی و مرکزی شهر به هم پیوسته و به سوی محلی که در همان لحظه مردم تصمیم میگیرند ، مثلا بیت رهبری و دفتر دولت در خیایان پاستور یا زندان اوین یا صدا وسیما در خیایان ولیعصر، حرکت کنیم.
در صورت مواجهه جمعیت با نیروهای امنیتی منتظر حمله آنها به خود نباشیم و حمله پیشگیرانه را مانند آنچه مردم تونس و یمن انجام میدهند را عملی کنیم و سرباز یا نیروی لباس شخصی باید بداند که مردم او را از ملت ایران نمیداند و او را چون یک نیروی اشغالگر قلمداد میکند مادامیکه به صف مردم نپیوندد زیرا که این رژیم و دیکتاتورش همانطور که تاریخ نشان داده دیر یا زود رفتنی است و این بستگی به همت و از خود گذشتگی ما ایرانیان دارد که با دادن دست اتحاد به هم از هر گروه سیاسی ، قومی و مدهبی موقعیت ایرانمان را درک کرده و ببینیم که کسی برای مردم مصر تاریخ و زمانی مشخص نکرد و صد البته که ما به همتی بسیار بیشتر از مصریان نیاز داریم زیرا که رژیم ایدئولوژیک حاکم با ابزار دین توده هایی را شستشوی مغزی داده که از هیچ جنایت به اسم دین ابایی ندارند!
درین راه نیاز به افرادی سلحشور که با فداکاری بتوانند جرقه در میان مردم بزنند(نه از نوع عربی که دست به خود سوزی بزنند) بسیار ضروری به نظر میرسد مانند آنچه دیروز دیدیم که فردی با بالا رفتن از جرثقیل توانست سهمی در تهییج مردم ایفا کند که حتی پاییت آوردن او زحمت بسیار برای عمال سرکوبگر داشت.

نگاه تمام دنیا و رسانه ها به ایران و شجاعت ایرانی است – اگر نیاییم در دنیا آبرویمان بعنوان ملتی ترسو خواهد رفت!

ما ایرانی هستیم و در پایداری و مبارزه با ظلم اسطوره هایی چون کاوه آهنگر ، بابک خرمدین ، ابومسلم خراسانی و … و ندا و سهراب را داریم!
ما پس از آنچه ملت مصر پس از پیروزی خود از ما خواستند و یکصدا اعلام نمودند ایران کشوری است که بعد از ما آزادی را در آغوش خواهد کشید یا iran is next!
محکومیم به حضور و حمایت از آنچه آنان از ما آموخته اند…
آیا تو ایرانی از عربهایی ،که چنین نمایش شجاعت و پایداری از خود با حضوری 18 روزه در میدان تحریر مصر و خیابانهای تونس نشان دادند ، کمتر هستی؟
آیا تو اگر در تصادف ، سقوط هواپیما و زندان رژیم و یا کارگرو کارمند زحمتکشی از عواقب طرح احمقانه دولت در گرسنگی و فقر خود و خانواده مظلومش قربانی شوند جانتان فدا شود بهتر است یا در راه آزادی وطنی که تمام مواهبش در غارت دیکتاتور و رژیم آخوندی است!؟
پس دست به دست هم همدیگر را درین حضور حماسی یاری نموده و تا رسیدن به آزادی به خانه برنگردیم که اشتیاهی بزرگ است.

25بهمن – 14 فوریه روز ولنتاین و روز عشاق است آزادی بهترین کادو به عشق ابدیمان ((ایران)) است

شاید کمترکسی در دنیا روز 14 فوریه یا همان روز معروف ولنتاین را برای ابراز عشقش به معشوق فرصتی مغتنم نشمارد.
حال که همه با درخواست یاری عزیزان جنبش سبز مردم ایران ، موسوی پاکدامن و کروبی شجاع ، مواجه هستیم با لبیک گفتن به آن و حضور شجاعانه وماندن در خیابانها ((آزادی)) را همگی با همت و غیرت به معشوق ابدیمان ، وطن در بندمان یا همان ایران خانم دلخون شده هدیه دهیم….

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.