شمارش معکوس برای رسیدن 22 بهمن آغاز شده و مردم همچون دوندگان دوی ماراتن در حال گرم کردن خود برای حضور در یک ماراتن نفس گیر از 22 بهمن تا 26 بهمن هستند.
بر اساس هماهنگیهای صورت گرفته با سرشاخه های ((جمعیت جوانان سبز)) در بیشتر نقاط تهران وبسط فعالیتهای اطلاع رسانی و توجیه مردم با پخش اعلامیه های کوچک و بزرگ و یا پخش سی دی هایی چون تصاویر سبوعیت جنایتکاران رژیم در عاشورا و روحیه مبارزاتی مردم، و نشان دادن توان مردم در تصرف شهر تهران در زمانی کوتاه ،در صورت هماهنگی و اتحاد ، و همچنین سخنان لیدر های جنبش چون ((دکتر سازگارا)) و ((دکتر نوریزاده)) و البته پخش مصاحبه آخر مهندس موسوی و موضع ایشان در تمکین به خواست مردم ، جمعیت ((جسا)) آخرین تلاشها برای فراخوانی مردم به حضور محکم و گسترده در راهپیمایی گسترده و ادامه دار 22 بهمن بکار بسته است و آخرین بر آوردها چنین است که با توجه به اخبار واصله مبنی بر تمرکز شدید نیروها در تهران از ترس سقوط تهران بدست مردم و تمهیدات مسخره رژیم در تمرکز تنها در یک نقطه شهر آنهم از میدان انقلاب تا آزادی ، تصمیم بر آن شد تا با هدایت مردم معترض به مسیر میدان امام حسین تا میدان انقلاب و از آنجا به سمت میدان آزادی در صورت تمرکز و مواجهه سیل جمعیت مردم با نیروهای ساندیسی و ساندویچی 80 هزار تومانی ،جمعیت به 2 دسته تقسیم شده و دسته ای از خیابان ولیعصر به سمت میدان ولیعصر و ساختمان صدا و سیما روان شده و دسته دیگر از میدان توحید به سمت زندان اوین رفته و درهای این زندان را به روی زندانیان بگشایند.
نکته اساسی که درین مورد میبایست بدان توجه کرد انست که در شهرستانها بخصوص شهرهای بزرگتر مراکز استانها مانند تبریز ، اصفهان ، کرمان ، کرمانشاه ، شیراز ، اهواز ، مشهد و … که چتر امنیتی به علت اعزام نیروهای مزدور به تهران بسیار کمرنگتر میشود بهترین فرصت را برای هموطنان این شهرها فراهم میسازد تا بغض خفه شده در گلوی خود را فریاد کرده و با سرازیر شدن به خیابانها و فتح مراکز حیاتی رژیم مانند زندانها و مراکز صداوسیما این شهرها را به کنترل خود در آورند و دیگر راه بازگشتی برای مزدورانی که به تهران رفته تا هموطنان تهرانی را سرکوب کنند ، باقی نگذارند و انها را مجبور به حبس در تهران کرده تا در مبارزه شبانه روزی 22 بهمن تا 26 بهمن تدارک دیده شده مردم تهران به حسابشان رسیدگی کنند و یا آنها به صف مردم در تهران بپیوندند.
از همینک با برنامه ریزی های گسترده و روان شدن نمایندگانی به بعضی ازین شهرها برای رساندن پیغمهای گروه سعی در تحرک بخشیدن به زیر مجموعه های خود در شهرستانها کرده ایم.
فراموش نشود که هرکه درین ایام 5شبانه روز تعطیلی که به جای یاری رساندن به هموطنان تهرانی به مسافرت برود ، چه هموطنان تهرانی که به مسافرت شهرستان میروند و چه شهرستانیهایی که به قصد گشت و گذار به تهران میایند ، به آیندگان و فرزندان و سرنوشت وطنشان خیانت کرده اند و چه بسا برای تن دادن به ظلم و ستم اعلام آمادگی کرده اند.
باز هم تاکید میکنیم که 22 بهمن تنها یک شروع است که با تظاهرات کلید میخورد و پایان آن تنها با ماندن در خیابانها و مبارزه شبانه روزی تا آزادی ایران ،بخصوص با استفاده از تعطیلی 22 تا 26 بهمن ماه، رقم خواهد خورد و بازگشت زود هنگام به خانه ها مساویست با موج شدید تر بازداشتها و اعدامها بدتر از آنچه بعد از عاشورای سیاه شاهدش بودیم.
پس : (( میجنگیم ، میمیریم ، ایران رو پس میگیریم))
22بهمن شهرستانها فاقد نیروی امنیتی و سرکوب کافی است- کودتاچیان را در تهران حبس کنیم!
فوریه 8, 2010 در 3:11 ب.ظ (سخنی با مخاطبان و همراهان سبز)
Tags: هشدار
فینال 22بهمن را از دست ندهیم! هموطن انواع بلاها در راهست اگر در خانه بنشینیم
فوریه 5, 2010 در 1:57 ب.ظ (تفسیر رویداد, سخنی با مخاطبان و همراهان سبز)
Tags: آموزنده+تفسیر
کمتر از یک هفته به راهپیمایی گسترده 22 بهمن مانده و نفسها در دنیا حبس شده ، گویی مردم در سراسر دنیا در انتظار رسیدن روز موعود هستند و فی المثل مانند روزهایی است که بسیاری از جهانیان روزها را به شمارش میکشند برای روز فینال!
تصور کنید مانند این است که دو تیم به فینال جام جهانی رسیده اند و مردم در سراسر دنیا با خود فکر میکنند برنده باری کداک یک از دو تیم است؟حال آنکه بازی فینال در کشوری برگزار میشود که خود میزبان آن است و یک پای فینال تیم ملی آن کشور است پس تب و التهاب طبیعتا در آن کشور به مراتب بیشتر است و مردم از خود میپرسند تیمشان چگونه وبا چه ترکیب و تاکتیکی بازی میکند.
آری! فرصت طلایی 22 بهمن مانند یک فینال است که به عقیده بعضی از کارشناسان نتیجه بعد از آن تکلیف برنده نهایی را مشخص میکند و چه بسا در فرصت قانونی 22 بهمن برنده مشخص نشود و مردم میبایستی با رفتن به وقت اضافه و ماندن در خیابانها تا چندین شب (که اتفاقا تا 26 بهمن ماه تعطیل رسمی است) کار را یکسره کنند و گرنه پس از آن و با کشیده شدن نتیجه به ضربات پناتی چه بسا نتیجه به دلخواه تیم ما نباشد!
این ضربات پنالتی به مثابه همان تهدیداتی است که در کمین است و اگر مردم تا قبل از 26 بهمن ماه کار را تمام نکنند دیگر قادر به دفع ضربات پنالتی سهمناک نباشند.
این پنالتی های سهمگین شامل:
- دستگیریهای بسیار گسترده تر از روز عاشورا که در صورت بازگشت بدون نتیجه به خانه ها 100 درصد رخ خواهد داد.
- اعدامهای حتمی افراد زندانی شده توسط جلادان رژیم
- اجرای طرح حذف یارانه ها با آن دسته بندیهای مسخره و تحقیر آمیز خوشه بندی مردم در رسیدن به ثروتهای ملی کشورشان که روزگاری در همین انقلاب منحوس وعده اعطای رایگان آن توسط رهبر مذهبی و دروغ زن مردم را فریب داد.
- اجرای بیشتر طرح تحریمهای بین المللی که خواه ناخواه مردم بیچاره ، که اتوماتیک وار با طرح حذف یارانه های دولت و مجلس خائن تحریم خواهند شد، باید زیر آن له شوند.
- و خطرناکترین آنها میل حکومت و رژیم به سوق دادن کشور و مملکت به یک رویارویی خارجی با تحریک بین اللملی و ادعاهای خطرناک و ادامه طرحهای اتمی و موشکی رژیم که به اسم برنامه های علمی اهداف دیگری را دنبال میکند و اینک بر ساده لوح ترین افراد روشن است.
تفکرات تندروهای رژیم و پشت پرده به جنگ با اسراییل و یهودی ستیزی به نام فراهم کردن مقدمات ظهور امام زمانی که خود را رهروان او میدانند!
ولی به راستی وجودی چنین امام زمانی که اینها پیروانش باشند منجی بشر است یا قاتل بشر؟!
بهتر آن نیست که به هر قیمتی شده خود ایرانمان را آزاد سازیم تا آنکه با یک جنگ خانمان برانداز دیگر وطن عزیزمان ویران و بسیاری از مردممان به کشتن داده شوند و مملکتمان یک عقب گرده 100ساله دیگر کند؟!
پس با سلام و درود بر همه جوانان سبز و مردمی که مظلومانه و ساده دل انقلابی را راهبری کردند ،که در پرتو آن اینک جان و مال و ناموس ایرانان هیچ ارزشی ندارد و به اسم دین اسلامی که جز تحجر و خشونت وجهه مثبتی از آن حتی توسط مراجع آن عرضه نشده ، از همه ایرانیان چه در داخل و چه در خارج دعوت می کنیم که با حضور درین فینال سرنوشت ساز با همه وجود و غیرت تا رسیدن به پیروزی و آزادی خاک وطنمان از دست خونخواران و آزادی هموطنان مظلوم در بندمان قاطع ، استوار ، متحد و بدور از اختلافات مذهبی ، قومی و عقیدتی با عشق به ایران و هموطنانشان وارد شده و از هیچ گونه فداکاری و جانفشانی برای هدف والای خود دریغ نکنند.
باشد که در نورز 89 را با بهار آزادی گره زنیم و همدیگر را در سبز و صمیمی محکم در آغوش گیریم و درهای وطن را به روی میلیونها هموطن عاشقی که هر لحظه قلبشان برای میهن تپیده و سالهای سال سفیران اجباری کوچ کرده ما در دیار غربت بودند بگشاییم و ایران را با شکوه تر و آباد تر از همیشه با کمک همت جوانان و زحمتکشان آن بسازیم و بدانیم که:
((ایران و نعمتهای خدادادی سرشارش حق همه ایرانیان است.))
پدر ((آرش رحمانی پور)) ، آرش ایران که جلادان رژیم بی جرم و جنایت او را بر دار کشیدند ، می گوید که آن جوان رعنای ایران همواره بر زبانش چنین بود که:((اگر سر به سر تن به کشتن دهیم …. از آن به که کشور به دشمن دهیم))
نامه و بیانیه سراسر غم انگیز مادران و پدران زندانیان خطاب به مردم ایران – ایرانی غیرت کن ، بپاخیز
فوریه 4, 2010 در 10:04 ق.ظ (سخنی با مخاطبان و همراهان سبز)
Tags: اعلان عمومی
بیانیه رسمی پدران و مادران زندانیان از ملت ایران:(ایرانی نیستیم اگر از آن بگذریم)
عزیزان ما در زندانند و نمیدانیم در چه حالی هستند،جگر گوشه های ما اسیرند و نمیدانیم که چه کسانی در لیست اعدامهای جدید قرار دارند…بعد از اعدامهای دو تن از فرزندانمان اکنون میترسیم که این ازخدا بیخبران مثل سال67 دست به کشتار تمام زندانیان بزنند!مردم به ما کمک کنید…کمک کنید تا جلوی حکومت را بگیریم.
تنها چیزی که میتواند حکومت را عقب ببرد اتحاد مردم برای خواباندن کارهاست. بخاطر نجات جان فرزندان این آب و خاک بیایید روز 4شنبه 21بهمن در هر جا که هستیم دست از کار بکشیم و در راهپیمایی 22بهمن به حکومت اخطار کنیم که اگر زندانیان را آزاد نکنند این کار را ادامه خواهیم داد.
این زورگویان فقط از زور میترسند و زور بزرگ ما هم دراین است که دست دردست همدیگر چرخ مملکت را بخوابانیم.
مردم ما همه یک خانواده هستیم، روز جمعه اربعین شهدای عاشورای کربلا و تهران در پیش است. ما میخواهیم درین روز به نذر آزادی زندانیانمان و شادی روح شهیدانمان هر کدام درحد توانمان غذایی تهیه کنیم و به فقرا بدهیم.
خواهش میکنیم هر کس که میتواند هیمن کار را بکند و از صمیم قلب برای بچه هایمان که در زندان اسیرند و هرلحظه ممکن است به دست جلاد سپرده شوند ، دعا کند.
خدای بزرگ دعای یک ملت را مستجاب میکند ، فرزندان ما را نجات میدهد و ما را از دست ظالمان خلاص میکند . ما پناهی جز خدا نداریم، به درگاهش برای نجات فرزندانمان دعا کنید.(بر اساس نامه ای خوانده شده از سوی عزیزان جنبش : دکتر سازگارا و دکتر نوریزاده)
انقلاب57 با پخش نوار کاست و اعلامیه ها برتر بود یا انقلاب سبز 88؟ جبهه اصلی ،نبرد تمام عیار اطلاع رسانی است
فوریه 1, 2010 در 9:57 ب.ظ (سخنی با مخاطبان و همراهان سبز)
انقلاب 57 علیرغم همه اشتباهات آن و علیرغم فریب خوردن مردم (از جمله پدران و مادران خود ما) یک درس عمده و اصلی برای ما و دیگر جوانان سبز در خود دارد که همانا همت مردم آن زمان در پخش اخبار با همان ابزار محدود آن زمان بود.
آن زمان اینترنت ، موبایل ، فکس ، ماهواره و … یا وجود نداشت یا برای عام مردم قابل استفاده نبود و مردم ،که شور آنها از یکی جو زدگی بدون منطق ، انرژی هر کاری را به آنها میداد با مایه گذاشتن از همه چیز خود اقدام به پخش سخنرانی های خمینی و اخبار حول و حوش او بوسیله های مختلفی چون نوار کاست ، اعلامیه ، شب نامه ، و یا نقل قولها در سخنرانیهای مخفیانه و زیر زمینی ، میکردند.
ولی همین روشهای محدود و پر خطر چنان در تحریک مردم موثر بود که حتی در اواخر عمر حکومت شاه ، که پس از رفتن شاه از ایران اداره کشور به دست یکی از وطن پرستان و روشنفکران وافعی و تحصیلکرده از جبهه ملی ایران یعنی دکتر بختیار سپرده شد ، بازهم مردم از فرصت طلایی که برای رسیدن به آزادی و دموکراسی واقعی در اختیارشان قرار گرفت چشم پوشی کردند و متاسفانه چون روشنفکران آن زمان نیز دل به اعتماد وعده های دروغین خمینی در دوران تبعیدش بخصوص در فرانسه سپرده بودند ، ایران مظلوم ما کسی را نداشت که فریاد بر آورد (( نقد رو ول کردید چسبیدید به نسیه))!
بواقع اگر خوب بنشینیم و واقع بینانه بررسی کنیم میبینیم که در آن مقطع به حدی تلویزیون و رسانه رژیم برای مردم بی ارزش شده بود که فریاد های رسای دکتر بختیار که گویای این بود که ((مردم کشورم من همان را به شما هدیه میدهم که عمری به دنبالش هستید))،از همه رسانه ها برای گوشهای ناشنوای مردم در آن زمان بی اثر تر از اعلامیه های کاغذی و نواری خمینی بود چون وی ، علیرغم سخنان و وعده های دروغش که مرتب رگ خواب مردم(یعنی مذهب) را به همه چیز ربط میداد ، توانسته بود کنترل افکار و هیجانات مردم را در دست گیرد چنانکه علیرغم اعلام حکومت نظامی متداوما با دعوت مردم به خیابانها این حربه را از کار می انداخت.
اعتراف باید کرد که هنوز جنبش سبز علیرغم جوان بودنش فعالیت و انرژی آن زمان را باوجود در دست داشتن ابزار اطلاع رسانی بیشتر ، بدست نیاورده و بواقع جبهه اصلی جنبش سبز وقتی میتواند زنده تر باشد که حتی با وجود سانسور بتواند اخبار رسوایی های رژیم و پیروزیهای جنبش را به همه سطح کشور و اقشار جامع منتقل کند.
گو اینکه سانسور شدید اینترنت و موبایل و حتی شبکه های روشنگر ماهواره ای گاهی جوانان و مردم سبز را خسته و مایوس کرده ولی به واقع جمعیت جوانان سبز ایران در همین وانفسای بیم وامید ،با تحرک بخشیدن به حرکاتی دیگر از جمله پخش و تکثیر شبنامه ها و سی دی های تصاویر جنایات رژیم و اخبار صوتی و تصویری جنبش ، با داشتن نیروی جوان و فداکار جهت فعالیتهای مخفیانه همچون شعار نویسی های شبانه و میتینگ های کاری ، درسی و… از هر ابزاری حتی همان ابزار انقلاب 57 هم میتواند استفاده کند.
نبردی که اینک بین جنبش سبز و جوانان ایرانی داخل و خارج ایران بارژیم سرتا پا دروغ و جنایت برای آزادی کامل ایران و حاکم شدن حق مردم ایران در سهم خود از مملکتشان ، در گرفته ، بی شک خط مقدمش جبهه های اطلاع رسانی برای آگاهی ایرانی حتی در نقاط دوردست و روستاها و شهرهای کوچک است و در صورت بیداری عمومی سریعتر میتوان به سرعت سقوط رژیم بیشتر امیدوار شد.
مخصوصا اینک که فرصت طلایی و غیر قابل تکرار 22 بهمن در پیش است ، غیرت و همت بیشتر جوانان و هموطنان سبز را میطلبد تا با یاری گرفتن از شبکه های اجتماعی موجود در ایران ، که همواره مورد تایید مهندس موسوی نیز بوده ،و با هر وسیله ممکن مردم را به حضور گسترده در راهپیمایی اعتراضی 22 بهمن و ماندن در خیابانها و استفاده از فرصت 4 شبانه روز تعطیل و مبارزه جانانه در پرتو یک برنامه هدفمند دعوت کنیم تا با حرکت جمعیت در دسته های مختلف به سوی محلهای کلیدی رژیم و مبارزه تا فتح آنها در خیابانها بمانیم.
بازهم همانطور که در مقاله های گذشته خود اعلام نمودیم خطر برگشت به خانه ها پس از راهپیمایی 22بهمن و ترک سنگر مصادف خواهد بود با موج دستگیری و اعدامهای بسیار شدیدتر از آنچه در روز عاشورا اتفاق افتاد و برین معتقدیم که اگر جمعیت همانطور که قسمتی از تهران را ظرف چند ساعت مقاومت به کنترل خود در آورده بود به جای عقب نشینی و عدم یاری مردمی که تنها در ماشینهای خود شاهد رشادت دیگر هموطنان خود بودند ، اگر میماند و مردم از همه جای تهران بخصوص از پایین شهریهای باغیرت و ستمدیده به مردم میپیوستند به قول یکی از همین فرماندهان سپاه (قاسمی) آقایان باید فرار را بر قرار ترجیح میدادند.
لذا درین مقال به اهمیت اطلاع رسانی جوانان ومردم تهران به همشهریان پایین دست تر خود اشاره میکنیم و مؤکدا میگوییم که در آستانه 22بهمن سبز باید جنوب شهر را بیدار کرد تا به جوانان سبز تهران برچسب سوسول نزنند.حتی طرح پیوستن مردم از شهرستانها به تهران در صورت تردید در توان برقراری راهپیمایی اعتراضی میتواند گزینه بسیار تاثیر گذاری باشد.
خلاصه آنکه در جبهه مقدم اطلاع رسانی جنبش سبز وقتی پویایی است که همه مقدمات را برای بیداری مردم را ، بخصوص در 5روز سرنوشت ساز از 22 بهمن تا 26 بهمن ، فراهم شود. پس یا علی گوییم و برای نجات ایران و خواهران و برادران هموطنمان غیرت و همت کنیم.(مـــــــا بـــــیـــــشـــــمـــــاریــــــم V )
22 بهمن چون خودشان می ترسند مردم را می ترسانند!
ژانویه 30, 2010 در 8:23 ق.ظ (تفسیر رویداد, سخنی با مخاطبان و همراهان سبز)
علی خامنه ای در دیدار با کسانی که گفتند از مازندران به تهران آورده شده اند تا ایشان برایشان سخنرانی کند، از آرزوی خود برای برگزاری راهپیمائی 22 بهمن حکومتی گفت. تظاهراتی با عکس های ایشان در دست اوباش رویش یافته در زمان رهبری وی و پارچه نویسی هائی علیه جنبش سبز و رهبران آن در دست لباس شخصی ها.
همین آرزو را دادستان تهران نیز در سخنانی بیانیه گونه بمناسبت آغاز اعدام های جدید بر زبان آورد. همچنان که احمد جنتی که معلوم نیست چقدر خون در ایران باید ریخته شود تا او از این دنیا و یا از مصدر امور آلوده به جنایت برود، بر زبان آورد. علی خامنه ای گفت که از طرف ملت باج به کسی نمی دهد. اما، آنکه نمی خواهد باج به ایشان بدهد ملت است. خواست برپائی یک 22 بهمن حکومتی که در آن نوچه احمد جنتی و علی خامنه ای، یعنی احمدی نژاد بی نگرانی از حضور راهپیمایان واقعی سخنرانی کند، تحقق نیافتنی است. حداقل تا اینجای کار که کمتر از دو هفته به 22 بهمن مانده، دست نیافتنی است. اگر خلاف این بود و اطمینان داشتند چنین راهپیمائی برگزار خواهد شد،؛ نیاز به این همه تهدید و ترساندن مردم و حتی اعدام های تازه نداشتند و پیه رسوائی داخلی و جهانی را با اعدام های اخیر به تن نمی مالیدند. جان کلام اینست: چون بشدت می ترسند، می کوشند مردم را بترسانند!
هیچکس – حتی اطرافیان احمدی نژاد و حامیان حکومتی و نظامی او- دیگر برای حرف هائی که احمدی نژاد می زند تره هم خُرد نمی کند. نه پایگاهی در میان مردم دارد و نه اعتباری در داخل حاکمیت. نه رای دارد و طرح و نظر. مردی گرفتار بیماری روانی، که یک بیمار روانی دیگر بنام احمد جنتی او را رئیس جمهور کرد! چه کسی با خواندن این جمله او که روز 5 شنبه گذشته در جمع اعضای ستاد دهه فجر بر زبان آورد، تردید می کند که او فقط یک دروغگو و لاف زن نیست، یک بیمار روانی است؟ بخوانید:
“غربی ها مردم ایران برای اغتشاشات پس از انتخابات تحریک کردند. سران کشورهای استکباری با همه توان در ماجراهای اخیر کشور ما وارد شدند، شبکه های تلویزیونی راه اندازی کردند و هر چه در توان داشتند انجام دادند اما در برابر اراده و انتخاب ملت ما شکست خوردند. دشمنان ملت ایران با ترفند ها و وعده و وعید های مختلف و یکسال تلاش، نتوانستند حتی ۵۰۰ نفر را برای مخالفت با نظام اسلامی دور هم جمع کنند. راهپیمایی های شکوهمند انقلاب با تلاش مردمی و به صورت خودجوش با حضور میلیونها نفر برگزار می شود.”
درد آنجاست که با دراختیار داشتن صدا و سیمای سراسر و همه امکانات تبلیغاتی برای وارونه نشان دادن واقعیاتی که درخیابانها مردم خود شاهد آن بوده اند، به زانو در آمده اند. نه تنها در هفته دوم بعد از انتخابات بیش از 4 هزار نفر در راهپیمائی ها دستگیر شدند، نه تنها اکنون صدها فعال سیاسی و مدنی و روزنامه نگار و مقاله نویس و وبلاگ نویس و اس ام اس فرست در زندان اند ، بلکه شمار دستگیری های بعد از عاشورا به 5 هزار نفر رسیده است. این چه 500 نفری است که از روی آن هزار هزار بر میدارند و هنوز 500 نفر برجای خود باقی است!
سخنان علی خامنه ای بهترین اعلامیه بود / حجت بر جنبش سبز برای راهپیمائی اعتراضی در 22 بهمن تمام شد!
ژانویه 30, 2010 در 7:46 ق.ظ (تفسیر رویداد, سخنی با مخاطبان و همراهان سبز)
علی خامنهای در یك دیدار تبلیغاتی با عده ای بعنوان مازندارانی و اهالی شهر آمل که بدیدارش برده بودند سخنانی ایراد كرد كه هدف از ان افزودن حملات لفظی به حملات نظامی به جنبش سبز بود. او طی سخنانی گفت:
«حوادث اخیر باعث شد تا همه مردم برای حضور بیش از پیش در صحنه دفاع از جمهوری اسلامی، احساس وظیفه كنند.
ما براساس دستورات اسلام معتقدیم هرگاه حق و باطل در مقابل یكدیگر قرار گیرند، اگر اصحاب حق، صادقانه در مسیر خواسته حق خود ایستادگی كنند، قطعاً باطل شكست خواهد خورد و تجربه سی سال گذشته نیز همین موضوع را اثبات كرده است.
امروز هیچكس نباید بگوید من تكلیف و مسئولیتی ندارم بلكه همه باید در دفاع از نظام جمهوری اسلامی كه دفاع از اسلام، حقوق مردم و عزت كشور است، احساس مسئولیت كنند. مردم همواره این احساس مسئولیت را به اثبات رسانده اند كه نمونه واضح آن راهپیمایی نهم دی بود و در 22 بهمن نیز مردم حضور، آمادگی و سرزندگی خود را همچون گذشته نشان خواهند داد.»
این چکیده آن لفاظی هائی است که عادت علی خامنه ای در خطبه ها و سخنرانی هایش است. حاشیه این لفاظی ها اشاره ای بود که وی به ماجراجوئی های عده ای چپ نما در اوائل جمهوری اسلامی در شهر آمل کرد. چند روز حرکات مسلحانه و سپس پایان خونین آن.
علی خامنه ای عامدانه و بصورت تحریک آمیزی به آن وقایع مربوط به 30 سال پیش اشاره کرد تا بتواند غیر مستقیم، جنبش سبز امروز را به آن ماجراجوئی کودکانه چند ده نفر مربوط به 30 سال پیش تشبیه کند.
وی فراموش کرده که 30 سال از عمر جمهوری اسلامی گذشته و مردم با چهره واقعی حاکمیتی آشنا شده اند که ایشان در صدر آن قرار دارد. مردم در مقابل چشمشان بیکاری، فقر، غارت، آدم کشی، دزدی حکومتی، ارتجاع مذهبی، نابودی برنج کاری و چایکاری و پنبه کاری را در مازندران می بینند و بیکاری ناشی از آن را. مردم کارخانه های نابود شده ریسندگی را می بینند و فقر و فلاکت کارگران بیکار شده آنها را. آنچه در مقابل چشم مردم است، همین است، نه ماجراجوئی فراموش شده 30 سال پیش چند ده جوان! مردم دروغگوئی صدا و سیما را می بینند و وقتی سخنان رهبر را گوش می کنند، تازه می فهمند که صدا و سیما درست همان را می گوید و می کند که رهبر می گوید و می کند. مردم به نتیجه رای خود در انتخابات اخیر نگاه می کنند و به سرکوب خونین خویش. مردم سپاهی و بسیجی را در مقابل خود می بینند که هیچ علامت و نشانه ای از سپاهی و بسیجی دوران جنگ ندارد. فرماندهان این بسیج و سپاه خود غارتگراند و سرکوبگر و مروج خرافات مذهبی. چنان که رئیس ستاد کل نیروهای مسلح برگمار شده توسط خود ایشان – رهبر- نامه به امام زمان می نویسد! علی خامنه ای به جای این که درباره بانک های ورشکست شده و صندوق های خالی از اسکناس همین روزهای آنها سخن بگوید، درباره 30 سال پیش سخن گفته تا ادامه خونریزی در کشور را توجیه کند!
علی خامنه ای نگفت که هزاران زندانی بعد از کودتا را به چه حقی دستگیر کرده اند و اگر همه این دستگیری ها به فرمان خود او نبود، چرا درهمین سخنرانی اش به آن اشاره نکرد. وی یکبار دیگر همان مواضع 7 ماه گذشته خود را در باره معدود افراد باقی مانده و دستگیر نشده رهبری جنبش سبز تکرار کرد.
بخش دیگری از سخنان علی خامنه ای در باره 22 بهمن بود و در واقع انگیزه این دیدار كه احتمالا تكرار نیز خواهد شد برگزاری یک 22 بهمن حکومتی است تا آن را به تظاهرات حکومتی 9 دیماه در تهران پیوند بزند و مشروعیت از جهان و مردم ایران طلب کند.
دو نتیجه از این دیدار و سخنرانی علی خامنه ای حاصل است:
1- سخنان خامنه ای بر آن شایعاتی که خبرگزاری کودتائی “فارس” درباره نوعی سازش میان رهبران جنبش سبز و شخص ایشان در این روزها دامن زده بود مهر باطل زد. چرا که اگر چنین شده بود، دیگر علی خامنه ای نیاز نداشت باردیگر آنها را تهدید کند تا از وی حمایت کنند!
2- اشتباه بزرگ خامنه ای در این سخنرانی تحریک آمیز و طلب یک 22 بهمن حکومتی، عملا جنبش سبز را فراخواند تا روز 22 بهمن با حضور در خیابان ها به او پاسخ بدهند. این بهترین اعلامیه ای بود که برای به خیابان آمدن جنبش سبز در روز 22 بهمن صادر شد و دیگر هیچ نیازی به اطلاعیه و نامه و بیانیه کروبی و موسوی و خاتمی نیست! حجت بر همگان آشکار شد!
این دیدارها و سخنان پریشان گونه علی خامنه ای نشانه پاره شدن شیرازه ها در پشت صحنه است.
با ادامه تهدیدهای ستاد کودتا: مردم بدون اهمیت به آن و با عزم مقابله، 22 بهمن بیرون خواهند آمد
ژانویه 20, 2010 در 1:14 ب.ظ (تفسیر روز, سخنی با مخاطبان و همراهان سبز)
در دو هفته گذشته، دهها تن از زندانیان سیاسی دهه 60 در تهران و چند شهر دیگر ایران بازداشت شده اند. نه جرمی داشته اند و نه دلیلی برای این دستگیرها اعلام شده است. به آنها گفته اند “موقتا دوباره مهمان باشید. شب عید آزاد می شوید!”
این بازداشت ها و جمله ای که خطاب به اعتراض این زندانیان سابق گفته شده، باز هم بیشتر نشان میدهد که حاکمیت کودتائی تا چه حد نگران راهپیمائی 22 بهمن و حضور گسترده مردم در آنست. حتی در برابر اعتراض این زندانیان سابق که گفته اند “ما اصلا دیگر فعال نیستیم و کار به این کارها نداریم. زندگی مان را می کنیم و این بازداشت و دستگیری به زندگی و کار ما لطمه می زند”، بازداشت کنندگان گفته اند: “ما میدانیم شما فعالیتی ندارید، اما بالاخره این مردم از یک جائی تحریک می شوند، و ما دنبال این مرکز تحریک هستیم! شماها تجربه انقلاب بهمن و فعالیت های اول انقلاب را دارید. بهتر است یک مدت پیش ما باشید، زیاد نمی مانید.”
این جملات و گفتگوهائی که رد و بدل شده، نقل به مضمون و مستند به شنیده های مستقیم است. کسانی که بازداشت شده اند نیز از فعالان سابق گروه ها و احزاب سیاسی متفاوت اند، اما از آنجا که افراد شناخته شده در جامعه نیستند و درمطبوعات سالهای گذشته نامشان مطرح نبوده، اخبار مربوط به دستگیری آنها مانند دیگر دستگیری ها بازتاب نیافته است.
همزمان با همین دستگیری ها که گزارش داده شده و شمار آنها به دهها تن می رسد، در 48 ساعت گذشته عده دیگری از اعضای رهبری و فعالان نهضت آزادی و ملی مذهبی ها نیز بازداشت شده و به جمع بقیه زندانیان سیاسی بعد از کودتای 22 خرداد پیوسته اند. گفته می شود در گزارش محرمانه ای که کمیسیون امنیت ملی مجلس دراختیار دارد و برخی نمایندگان نیز از آن مطلع اند، اکنون با احتساب دستگیری های استان های دیگر، شمار روزنامه نگاران، فعالان سیاسی، رهبران احزاب، فعالان حقوق مدنی و… که از بعداز کودتای 22 خرداد دستگیر شده اند از مرز 500 تن گذشته است و رقم مجموع دستگیری های تهران و شهرهای دیگر به 10 هزار رسیده است. با آنکه رسما اعلام نشده، اما گزارش های غیر رسمی شمار کشته شدگان پس از کودتا را تا 500 تن در تهران و شهرهای دیگر تخمین ثبت کرده است. این گمان نزدیک به واقعیت است که اگر روند کنونی در حاکمیت ادامه یابد، صدها تن دیگر تا 22 بهمن دستگیر خواهند شد و باحتمال بسیار زیاد چند ترور دیگر نیز حکومت با هدف ترساندن استادان دانشگاهی، فعالان سیاسی هنوز دستگیر نشده و دانشجویان و زنان فعال مدنی انجام خواهد شد.
گفته می شود، فرماندهان کودتائی سپاه و شخص احمدی نژاد به علی خامنه ای اطمینان داده اند که 22 بهمن آرامی را نظام پشت سر خواهد گذاشت و هر نوع تصمیم به تغییر روش و یا ادامه روش کنونی، موکول به نوع برگزاری 22 بهمن است.
حکومت تصور می کند مردم گوسفنداند و بر این تصور است که با این دستگیری ها و ترور ها، مردم بدون چوپان خواهند شد و 22 بهمن به نقطه عطف برای تثبیت کودتا تبدیل خواهد شد. با همین تصور، حتی مطبوعات از انتشار هر نوع عکس از دوران انقلاب بهمن که یادآور قیام 8 ماه اخیر مردم باشد، نه تنها منع شده اند، بلکه به آنها از هم اکنون اخطار داده شده است. سیمای جمهوری اسلامی نیز خود بعنوان کانون هدایت کننده این سانسورها، امسال هیچ تصویر و فیلمی از انقلاب بهمن منتشر نخواهد کرد که مشابهتی با قیام 8 ماه اخیر مردم داشته باشد.
همه این تصورات و تدابیر، برای خانه نشین کردن مردم است. مردمی که نیاز به هیچ دعوت و رهبری خیابانی ندارد و خود میدانند که هر روز تاریخی که در 30 سال اخیر، روز راهپیمائی و تظاهرات و اجتماعات بوده، فرصتی است برای حضور اعتراضی در خیابان ها. مسئله به همین سادگی است و دستگیری های سیاسی اخیر، راه به جائی نخواهد برد.
برای این دعوت “وعده ما 22 بهمن، خیابان انقلاب و میدان آزادی” نیاز به هیچ اعلامیه و رهنمودی نیست. همه میدانند چه روزی و برای چه هدفی باید بیآیند و می آیند. وحشت حکومت از حضور مردم، ممنوعیت های جدید، تهدید به کنترل اینترنت ها، تهیه اطلاعیه های تصویری از سوی ستاد کودتا برای معرفی تظاهر کنندگان توسط مردم و … همه و همه به جای آنکه باعث ترس مردم شود، خود به معنای دعوت مردم به تظاهرات و راهپمائی 22 بهمن است. بویژه که همه این تدابیر و پیشگیری ها بیش از پیش مردم را عصبی و مصمم به حضور خیابانی می کند و جنبه های مقابله و خشونت در برابر نیروهای انتظامی را تقویت می کند. مردم بیش از گذشته نقاب به صورت در خیابان ها ظاهر خواهند شد و در واکنش به تهدید هائی که حکومت در باره اعدام دستگیر شدگان می کند، مردم سعی خواهند کرد برای دستگیر نشدن به مقابله با دستگیر کنندگان برخیزند و این همان فاجعه جنگ داخلی است که دست های مرموز در کانون مرکزی حکومت و در میان فرماندهان سپاه کشور را به آن سو می برد.
خیال خام علی خامنه ای از راهیپمائی 22 بهمن – میاییم و آنقدر در خیابانها میمانیم تا سرنگونت کنیم وقیح!
ژانویه 19, 2010 در 1:08 ب.ظ (تفسیر روز)
Tags: حادثه
شنیده شده که خامنه ای گفته حتی اگر در روز 22بهمن با وجود تمام تدابیر امنیتی در تهران یک میلیون نفر هم تظاهرات کنند – که امری غیر ممکن است- اهمیتی ندارد و ایشان یک قدم هم عقب نخواهند نشست! و اینگونه امور تاثیری درادامه حمایت ایشان از انتخابات 22 خرداد و دولت احمدی نژاد ندارد و نظام و دولت با قدرت به حرکت خود ادامه خواهد داد. ضمن اینکه نظر ایشان این است که در شرایط فعلی، حتی اگر به جنبش سبز مجوز تظاهرات هم بدهند فقط در تهران و شیراز و اصفهان شلوغ خواهد شد و در تهران هم اگر مجوز داده شود در خوش بینانه ترین حالت حداکثریک میلیون و نیم به خیابان خواهند آمد و البته تا چند ماه دیگر این مقدار بسیار کمتر هم خواهد شد! و از نظر ایشان وجود این مقدار معترض خاموش و پنهان که عمدتا مربوط به نقاط متوسط به بالای شهر تهران هستند طبیعی است و تا کار به اعتصاب کشیده نشود خطری برای ادامه کار نظام و دولت احمدی نژاد ندارد. هرچند بنای نظام بر این است که اجازه حضور گسترده و جدی به معترضان داده نشود و چنین جمعیتی برای تظاهرات در سطح خیابانها خصوصا به صورت یکجا و مجتمع ظهور و بروز پیدا نکند.
پی نوشت : مردم ایران بخصوص نسل جوانی که بیش از نیمی از جمعیت ایران را تشکیل میدهند روز 22 بهمن در سراسر ایران بخصوص تهران بزرگ به خیابانها میآیند و آنقدر در خیابانها میمانند او مبارزه میکنند تا بساط جور وستم را برچینند و ایران و زنادنیانش را برای همیشه از شر این رژیم منحوس و شیطانی راحت کنند و درین راه از جان خود نیز دریغ نخواهد کرد.
راهپیمایی 22 بهمن فرصتی طلایی برای مردم سراسر ایران برای ماندن در خیابانها تا 26بهمن و فتح ایران
ژانویه 17, 2010 در 10:30 ق.ظ (تفسیر رویداد, سخنی با مخاطبان و همراهان سبز)
Tags: آموزنده+تفسیر
جنبش سبز مردم ایران مورد اقبال خداوندگار بود که اهورای پاک برای ((دهه زجر)) امسال فرصتی فراهم کرد که در پایان روز 22 بهمن ماه که منتهی به راهپیمایی عظیم ملت ایران میشود ، با وجود 4روز تعطیل متوالی پس از آن (بجز یکشنبه 25 بهمن که با یک اعتصاب عمومی در صورت تعطیل اعلام نشدن آن، آنرا هم سبز کرد) ، همانطور که در نوشته ای پیشین نشان داده شد مردم پس از حضور در یک راهپیمایی گسترذه در تمام ایران رژیم بدروغ جمهوری و اسلامی را به رفراندوم بگذارند.
همچنین درین فرصت تاریخی و بزنگاه مهم که برای تمام شهرهای کوچک و بزرگ فراهم است اینبار مردم سبز با حضور عظیم و ماندن در خیابانها به مدت 5 شبانه روز ماراتنی از مبارزه علیه رژیم را آغاز میکنند که بطور حتم میتواند به سرنگونی این رژیم ،در صورت داشتن برنامه ریزی و بسیج عمومی مردم پیش از آن بخصوص در 10 روز دهه زجر، منجر شود.
با توجه به ریزش کسترده و عمق کینه و نفرتی که رژیم جهل وجور وجنایت بر دل اکثریت مردم از قشرهای مختلف بخصوص قشرهای آسیب دیده مانند کارمندان ، کارگران ، فرهنگیان و دانشجویان و سیاسیون مردمی وارد کرده می بایست به اهمیت اینکه چرا اینبار بایستی در خیابانها باقی ماند اشاره کرد.
فراموش نکنیم که هر بار حضور گسترده و شجاعانه داشتیم عمال رژیم را پس زدیم و عقب راندیم و علیرغم جنایات رژیم ، مانند گرگی زخم خورده پس از آنکه خود ندانسته عقب نشستیم با آماج حمله و دستگیری وبازداشت گسترده فعالان سیاسی و مدنی مواجه شدیم.
این همان دلیل مهمی است که باید بدان توجه داشت و این بار تا گرفتن حق و نشاندن رژیم بر زمین یا اسقاط آن به خانه ها بازنگشت و تا آزادی ایران و فرزندان اسیر این آب و خاک که بی جرم و بی جنایت محکوم به زندانهای غیر قانونی و حتی اعدام محکوم شده اند در خیابانه بمانیم بخصوص آنکه مبارزه در تاریکی شب شناسایی را سخت و امکان نبرد و گریز و شناسایی نشدن را بالا میبرد.
بهرحا باید بدانیم یا اصلا نیاییم یا اگر میاییم غسل شهادت کرده و با نیت و ارده ایران پای به این کارزار بگذاریم.
البته این بدان معنی نیست که به خشونت متوسل شویم ولی با توجه به آنکه رژیم ولایت وقیح حتی حرمت عاشورا و محرم الحرام را نیز حفظ نکرد و ملت را به خاک وخون کشید میتوان این احتمال را متصور بود که رژیم که بشدت هراسناک از سقوط خود است دست به هر کاری بزند.
لذا باید هوشیار بود و برنامه ریزی داشت و از تاکتیکهای مختلف ،که حتی الامکان کمتر در آن خشونت وجود دارد ، استفاده کرد.
ولی باید حتی با محتمل دانستن کاربرد خشونت حتی به شکلی عریان ابزار دفاع از خود را همراه داشت و در صورت هجوم نترسید بلکه متحد بود و با اتحاد صحنه هایی را بوجود آورد که در ابتدای راه انقلاب سبز و حتی در روز عاشورا شاهد چنیان رشادتهایی از مردم بودیم.
درین جا میخواهم صحنه ای که در چندین واقعه به چشم خود دیدم بازگو کنم که میتواند بسیار جالب و آموزنده باشد.
پس از انتخابات در روزی که مردم به سمت میدان بهارستان سرازیر شدند هنگامی که نیروهای بسیج و انتظامی و سپاه با موتور و یا بی موتور به صف جمعیت مردم حمله ور شدند مردم به ناگاه به عقب فرار کردند ولی اتفاق جالبی که افتاد این بود که جوانی فریاد زد ((برگردید و نترسید ما همه با هم هستیم)) و به ناگاه مردم جهت حرکت خود را 180 درجه تغییر دادند و با دست خالی به سمت نیروهای تا دندان مسلح حمله ور شدند!
صحنه با شکوهی بود چون چنان این حرکت زیبا و ناگهانی بود که برخی موتور سواران از حول برگشتن و گریختن از دست مردم به زمین خوردند!
آری ! این صحنه در عاشورا هم تکرار شد و این تاکتیک که گاهی اوقات در فوتبال بدان میگویند(( بهترین دفاع حمله است )) با اتحاد و انسجام و شجاعت و از جان گذشتگی میتواند هر ماشین سرکوبی را زمین گیر کند.
پس از الان بکوشیم تا بابسیج مردم و بخصوص آنان که احیانا کمی ترسیده و عقب نشسته اند و خانواده هایی که یا عزیزانی را از دست داده اند و یا عزیزانشان زندانی شده اند و یا محکومیتهای غیرقانونی بر آنان تحمیل شده، و با همراه کردن اکیپهای فامیلی و با کارکرد عظیم شبکه های اجتماعی (که از دید مهندس موسوی عزیز مهمترین ارگان سازماندهی دهنده مردم بوده) به آنان لزوم اهمیت شرکت درین ماراتن مبارزاتی را خاطر نشان سازیم وبه همه متذکر شویم که این بار باید در خیابانها ماند و حق را گرفت چون کسی نیست که جز خودمان حق و عدالت را باز ستاند و خون عزیزان مان پایمال نکند و عزیزان در بندمان را آزاد سازد.
نه میتوان دلخوش آمریکا و کشورهای بزرگ بود و نه قوه قضائیه ای داریم که مستقل باشد و به وظیفه خود مبنی بر ستاندن داد مردم عمل کند و نه مجلسی مردمی داریم که به جای خانه ملت بودن خانه ذلت شده است.
تکلیف مشخص است!این رژیم که دستش به خون مردم آلوده شده راه بازگشتی ندارد
ژانویه 16, 2010 در 1:10 ق.ظ (سخنی با مخاطبان و همراهان سبز)
ما ایرانیها ضرب المثلهای بسیار آموزنده و پر مسمایی در ادبیات خود داریم.از آن جمله ضرب المثل معروف ((مار گزیده دوباره از یه جا گزیده نمیشه))!
شاید بتوان گفت که در حال حاضر این مثل وصف حال کنونی مردم و نوع نگرش آنها به دوران گذار به دموکراسی بعد از پیروزی جنبش سبز در بهار آزادی است.
از گوشه و کنار حاکمیت و حتی در گفته های اصلاح طلبان عزیز که عمری مردم به آنها دل بسته و امیدوار بودند صحبتهای جالبی شنیده میشود که گویی همگی بر حفظ این نظام وبخصوص حفظ ولایت فقیه پافشاری میکنند.
در جبهه کودتاچیان شنیدن این موضوع زیاد دور از ذهن نمینماید ولی شنیدن این سخنان از اعتدال گرایانی چون هاشمی رفسنجانی ،که تمایلاتش بعد از یک دوره کوتاه حمایت از مردم و سران جنبش سبز مجددا به سمت رژیم ورهبری آن سوق یافته و در حالی که خود چون گوشت قربانی همچنان مورد تاخت وتاز رییس جمهور تقلبی وباندش میباشد ، اینکه همچنان بر حفظ رژیم یا همان جمهوری اسلامی خمینی که از اول با دروغ و فریب مردم (پدران و مادران ما) بر مردم رهبری کرد ، اصرار میورزند حوصله مردم را سر برده و ازین روباه پیر سیاست جز اینکه به فکر منافع خود باشد نه نگران وضع مردم چیزی نمیتوان انتظار داشت!
باید به ایشان فرمود آقای هاشمی حافظه مردم فراموش نمیکند که چگونه با لابی اطرافیانت پیش از درگذشت خمینی ، باعث خراب کردن وجهه منتظری (ارواحنا لها الفدا) شدی تا خمینی او را از جانشینی خود عزل و وی را محصور کرده و این آغاز نقشه مرموز شما و خامنه ای بود برای جایگزینی فردی که از هیچ جهت لیاقت و شایستگی رهبری و همان ولایت فقیهی را هم نداشت!
آنهم با آن دروغها که همه جا میگفتید ((نزد امام هر بار صحبت از جانیشنی میشد ایشان میفرمودند چه کسی بهتر از خامنه ای))!
حال آنکه بر همگان روشن است که بارها در زمان دولت میرحسین موسوی در زمان ریاست جمهوری خامنه ای در منازعات بین این دو ، خمینی طرف میرحسین را میگرفت و این نشان میدهد علیرغم رای مردم در آن زمان ، خامنه ای جایگاهی شایسته آن هم بعنوان جانشینی وی برای رهبری نداشت!
چرا میرحسین ترجیح داده میشد؟جواب کاملا روشن است آقای هاشمی!چون همانطور که پرونده میرحسین چنان پاک و سفید است که حتی رییس جمهور تقلبی نیز نمیتواند دستاویزی برای رسوا کردن ایشان پیدا کند ولی برای شما و خانواده شما میتواند!
و اما میرسیم به صحبتهای سید خندان یا به عبارتی همان سید محمد خاتمی رییس جمهور دولت اصلاحات که اگر در زمان ریاست جمهوریش به رای مردمی که به او رای داده بودند بیشتر تکیه میکرد و در برابر ناملایمات جبهه تند رو رژیم محکم و سفت می ایستاد و اگر در برابر خیلی از مشکلات دوران ریاستش،مانند جریان 18 تیر و جریان قتلهای زنجیره ای ، سکوت اختیار نمیکرد و یا طرف رهیری نمی ایستاد شاید همین حمایت مردمی را الان داشت که میرحسین موسوی و کروبی شجاع دارند و چه بسا جنبش سبز به جای الان از همان زمان یعنی نزدیک به 10 سال پیش متولد میشد و کار حتی به قدرت رسیدن احمدی نژاد هم نمیکشید.
ایشان در سخنانش باز صحبت از دغدغه حفظ نظام زده است و باز گویی چشمان خود را بر جنایات این رژیم و حق خون جوانانی که در راه آزادی و گرفتن حداقل حق خود ، بسته است.
سید به چه زبانی این ملت بگویند از این رژیم خیری که نرسید هیچ شرش از سر مملکت فراتر از فتنه های استعمارگران پیر است!
شنیده میشود که عده ای صحبت از جایگزینی شخصی دیگر برای ولایت فقیهی میکنند!
عده ای رفسنجانی و عده ای سید محمد خاتمی را مناسب میدانند و حتی عده ای از تند روها احمد خاتمی آن روحانی نمک به حرامی که چهره کریهش جز شیاطین نیست و عضو شورای نگهبان و امام جمعه دهان گشاد تهران است، را در نظر دارند.
رفسنجانی کسیکه دوران 8ساله ریاست جمهوریش توام بود با وارد کردن سپاه به سیاست و اقتصاد که فتنه اش الان چنین شده که سپاه را تبدیل کرده به بزرگترین و مخوف ترین مافیای سازمان یافته در دنیا که در تمام امور کشور دست دارد.
سر مقوله رهبر کردن خامنه ای و دسیسه مرگ احمد خمینی هم همگان معتقدند که دست داشته و حالا هم که تازه داشت وجهه خود را پس از آن نمازجمعه تاریخی نزد افکار عمومی مردم اصلاح میکرد ولی به ناگاه عقب نشینی کرده و باز همگان را ازینهمه چند چهرگی عصبی کرد،حال ایشان را تصور کنید که ولی فقیه بعدی باشد!
بحث خاتمی یا هر کس دیگری هم نیست!گیریم که بهترین باشد که نداریم چنین شخصی!اصل مشکل مردم رژیم مستبد و جنایت کاری است که برای ماندن در قدرت دست به هر اقدام کثیفی میزند و چنین مصیبتی با همین اصل ولایت فقیه متولد شد و دیکتاتوری زاده رژیمهای خودکامه ایست که قدرت و تسلط بر همه ارکان را به یک شخص واگذار میکند!
بحث این نیست که فلانی بیاید و فلانی برود!دیگر صحبت و خواسته مردم هم پس دادن رای یا عوض کردن احمدی نژاد نیست (همانطور که مردم فریاد میزنند و شعار میدهند مرگ بر اصل ولایت فقیه)چون برای پس گرفتن اشتباه از سوی رژیم بسیار دیر شده و در راهی قرار گرفته که پای عقب گذاشتن ندارد و این مردم نیز عهد کرده اند تا این رژیم است که باید برود و این آزادی و عدالت است که میتواند ضامن آینده ای روشن برای ما و آیندگان ما باشد . این تنها در سایه یک نظام مردمسالار سکولار محقق میشود که حق آزادی مذهب و قومیت و مشارکت در تعیین نوع حکومت وسرنوشت سیاسی را بدست خود مردم میسپارد کسانی بر مردم خدمت میکنند که خود را متعهد و پاسخگو میدانند. ایران عزیز ما پر است از جوانان مبتکر و سبز اندیش که 70% جمعیت کشور هستند و همین جمعیت جوان دیگر مانند پدران و مادران خویش فریب صحبتهای کسی مثل خمینی را نمیخورند، همانطور که الان فریب ولی فقیهی دیگر را نمیخورند و خواهان ایرانی سبز و آزاد هستند که ثروت ملی را پاسداری کند نه آنکه آنرا در راه غارت شخصی و جناهی عده ای که با خون دل خوردن و رای همین مردم به اریکه قدرت میرسند ، هرز رود.
همین جوانان با اتحاد و همدلی و با شجاعت وایمان به راه سبزی که در پیش گرفته اند بدون ترس و واهمه ای از تهدیدات رژیم ، 22 بهمن میایند تا با ماندن در خیابانها و مبارزه تا آزادی از هیچ فداکاری و جانفشانی در راه آزادی وطن فروگذار نخواهند کرد.

