بدبینیهای واقع بینانه 3شنبه ای!چرا محمود رو فراموش کردیم و فقط علیه اونیکه زاییدش شعار میدیم؟

روی صحبت ما با مردمی است که بر عهدشان با مردانی که در عهدشان با مردم وفادار مانده اند،بی تقاوت هستند!
مگر شما همان مردمی نیستید که پس از انتخابات خرداد 88 در اعتراض برای اعاده حق خود به خیابانها آمدید و موسوی و کروبی شرافتمندانه،از همان روز اول علیرغم بدترین شرایط و بیشترین تهدیدها و فشارها،مردانه پای آرمانهای شما مردم ایستاده اند؟
شما همان مردمانی هستید که به بازداشت خمینی ملعون توسط رژیم گذشته به خیابانها ریختید و لااقل ما جوانها آیا چیزی کمتر از پدران و مادرانی داریم که باعث تسلط این رژیم سفاک بر جان و مال و ناموس ایران شدند؟
یادتان هست تا پیش از حصر خانگی این عزیزان،مرتب پیغام میدادید که وای اگر موسوی و کروبی رو بگیرن ایران قیامت میشه و چنین میشه و چنان میشه؟!
این عزیزان را حصر خانگی کردند و شما مردم بی وفا واکنشی سریع و بجا نشان ندادید و هرچه بانگ بر آوردیم که تا دیر نشده برای آزادی این عزیزان کاری کنید و تحرکی از خود نشان دهید بازهم ساکت ماندید تا این عزیزان را به زندان مثلا امن برده اند که دیگر اگر بخواهیم هیچ کاری برای آزادی آنها نمیتوانیم بکنیم و کار چنان سخت تر شده که جز با آزادی ایران این عزیزان را نمیتوان آزاد کرد ولی آیا ملت ترسویی که جراتی برای آزادی رهبران خود ندارد ،با این مدل مبارزاتی و راهپیمایی 1 روزه مانند ساک ساک کردن بازی قایم موشک بازی، کاری از پیش خواهد برد؟
این مدل حضور خیابانی 1 روزه که بدون رعایت اصول مبارزاتی و استمرار انجام میشود ومردم دوباره به خانه برمیگردند نه تنها سودمند نیست بلکه نیروهای سرکوبگر را وادار به بازداشتهای بیشتر جوانان مبارز سبز میکند و این یعنی از دست دادن بیش از پیش نیروهای بالقوه جنبش و گروه جمعیت جوانان سبز ایران برین باور است که این مدل مبارزاتی همانند آنچه راهپیمایی 3شنبه های سبز اعلام گردیده اشتباهی بزرگ است و مادامیکه مردم،مانند آنچه در تمام کشورهای عربی بپاخاسته،تصمیم به ماندن در خیابانها نگیرند و از سوی برنامه ریزان عمده تشویق به ماندن در خیابانها با اهدافی مشخص،مثلا تسخیر صداوسیمای رژیم یا زندانهای رژیم و یا هجوم به مقر بیت دیکتاتور، نشوند اینگونه حرمات مقطعی هزینه ای بی حاصل به جنبش وارد میکند زیرا که به نیروهای اشغالگر این فرصت را میدهد که اقدام به دستگیریهای گسترده بخصوص در میان دانشجویان عزیز ما زده و آنها را یکی پس از دیگری از حق تحصیل محروم کنند.
وانگهی ما هنوز نیاموخته ایم که از اشتیاهات گذشته خود درس بگیریم و تاکتیکهای هوشمندانه تری در مبارزات خود بکار گیریم و این سئوال مطرح است که واقعا چرا مردم ما جسارتی همانند آنچه در بین مردم مصر،تونس،یمن و لیبی ،که این آخری بسیار اعجاب انگیز بوده زیرا باوجود خشونتی عریان و به مراتب بیشتر از آنچه در ایران ما اتفاق افتاد با حضوری ادامه دار و بدون ترس از کشته شدن در راه آزادی با حرکتی شتابان دستگاه سرکوبگر دیکتاتور خود را به سوی اضمحلال میبرند،ندارند؟؟!
مگر ما مردمان دیار کاوه آهنگر و بابک خرمدین و ابومسلم خراسانی نیستیم و وامدار کوروش کبیر و فردوسی پاکزاد نمیباشیم؟
راستی چرا ما در شعارهایمان فرزند سزارین شده دیکتاتور ،که بخاطر وجود سرتاپا دروغ او رای ما را خوردند، را از یاد برده ایم؟!
((مرگ بر جمهوری اسلامی – چه محمود و سیدعلی و جنتی))
به خیابانها بیایید و دیگر تا آزادی ایران خانه رفتن را بر خود حرام کنیم و ازیت 3 شنبه شروع و تا 3 شنبه بعد میمانیم تا نوروز 90 را با آزادی ایران جشن بگیریم.

هرچه سریعتر بخود بیاییم و نگذاریم مردم خشم خود را دوباره فرو بخورند

ما همه به آنچه در 25بهمن به حکومت نشان دادیم خرسند بودیم ولی هنوز یاد نگرفتیم اعتراضات خود را ادامه دار و پر دامنه تر کنیم…
آیا 25 بهمن تنها یک نمایش افتخار قلمداد میشود؟آیا تنها برای تخلیه هیجان و خشم خود آمدیم و دیگر رفتیم تا منتظر بنشانیم برای صدور بیانیه ای دیگر؟!
متاسفانه اگر دفعات دیگر هم چنین باشیم بهتر است دیگر نیاییم چون بسیاری از عزیزانمان را از دست میدهیم و موسوی و کروبی را نیز به فشاری بیشتر دچار میکنیم نظیر آنچه مجلس ضدملی و نمایندگان بی ناموسش مرگ آنان را شعار دادند.
پس سریع بخود بیاییم و همین فردا 5شنبه را که تایم کاری مردم کم و فرصت مناسبی است برای حضور همه جانبه و خودجوش و ماندن در خیابانها، دهان به دهان و از هر راهی از مردم برای گردهم آمدن در فردا عصر دعوت کنیم.
راستی آیا خبر دارید که کودتاچیان در تدارک برای به میدان کشاندن نیروهای ساندیس خور خود برای تظاهرات بعد از نماز جمعه 29بهمن است تا خواستار اعدام عزیزانمان موسوی و کروبی شوند!
بازهم میخواهید بی تفاوت بنشینید و نظاره گر باشید تا حماسه 9دی مسخره دیگری رقم بخورد؟!

25بهمن را شروع یک تولد تازه بدانیم و دیگر منتظر تعیین تاریخ و ساعت نباشیم

26 بهمن است و دیروز مردم خسته با خشم فرو خورده خود به میدان مواجهه با لشگر دیکتاتور ملعونی آمد که از روی بخت خوب خود با علم به زمان از پیش اعلام شده مردم برای حضور در خیابانها در حرکت حمایتی از خیزش مردم مصر و تونس بار دیگر به رژیم ضد ایرانی حاکم یادآوری کرد که جنبش سبز آزادیخواهانه مردم که از پس انتخابات فریبکارانه و سراسر تقلب سال 88 متولد شد علیرغم یک سال سکوت ،که تنها برای تجدید قوا بوده، نه تنها نمرده بلکه درین مدت به آرامی در حال گسترش در تمامی طبقات جامعه وشستن و خوردن پایه های لرزان نظام ولایت فقیهی ضد ایرانی خشونت طلب است.
نظامی که دکترین سیاست مزوزانه خارجی او صدور خشونت و تفرقه به دیگر کشورها بخصوص کشورهای خاورمیانه و سیاست داخلی او لجاجت بر راه و روش کهنه و پوسیده ایست که هر روز احمقانه تر به راه خود ادامه میدهد و بیشتر کشور و ملت ایران را درین باتلاق تباهی فرو میبرد، همان راه و روشی که خمینی(لعنت خدا و ملت بر او) وعمال اوست. بخصوص روحانیون و آخوندهایی که دم از درد دین میزنند ولی شنیعترین جنایات رژیم را که در تضاد با اصول انسانی و هر دیانتی است را یا نظاره گر و یا حتی مشوق آن هستند و اندک مردانی از مردان خدا مانده اند که داد مردم و درد ملت را سر داده اند همانند روحانی بزرگ آیت الله کاظمینی بروجردی که چون خواهان جدایی دین از حکومت شده اند با وضع اسفناکی در زندان رژیم اسلام نما دست و پنجه نرم میکنند و متاسفانه نیست یاریگری از ایران او!
دیروز مردم ثابت کردند که خشم فروخورده آنان چون فنری فشرده شده آماده رها شدن است و باید ضمن درود فرستادن برهمه برادران و خواهران هموطنمان که شجاهانه آگاهانه غیرت ایرانی خود را به رخ کشیدند و مانند همه دوستان جوان ما بخصوص در دانشگاههایی چون دانشگاه شریف ،که غیورانه حسر نیروهای امنیتی را شکستند و به مردم پیوستند،نکاتی را درس بگیریم و آنها را عملیاتی کنیم و با استفاده از هسته های اجتماعی به اطلاع عموم مردم برسانیم.
نکته مهم این است که سعی کنیم حال که مردم به حال و هوای اعتراض بازگشته اند همچنان با پخش اعلامیه های قدردانی و سی دی های تصاویر منتخب روز 25 بهمن و دیگر ابزار مردم را در موضع انفعال قرار دهیم.
درین حالت دیگر منتظر اعلام روز و ساعت خاص نباشیم و با اطلاع رسانی برق آسا از صبح روز دیگر مردم را برای برپایی تجمع اعتراض آمیز در عصر و شب همانروز آماده کنیم بخصوص که در زمانی باشد که ساعت اتمام کار ادارات و موسسات است و مردم با فراقت امکان حضوری حداکثری را در خیایانها دارند.
این حرکت اگر ادامه دار باشد این حسن را دارد که امکان هماهنگی نیروهای سرکوب از روزها قبل را در مقام مقایسه با روزهایی که از قبل تاریخ و ساعتش مشخص مبگردد ، بسیار کم و یا ناممکن میکند.
و با ادامه دار کردن آن همه بر جمعیت افزوده میشود هم میتوانیم هر گروه در مناطق اصلی و مرکزی شهر به هم پیوسته و به سوی محلی که در همان لحظه مردم تصمیم میگیرند ، مثلا بیت رهبری و دفتر دولت در خیایان پاستور یا زندان اوین یا صدا وسیما در خیایان ولیعصر، حرکت کنیم.
در صورت مواجهه جمعیت با نیروهای امنیتی منتظر حمله آنها به خود نباشیم و حمله پیشگیرانه را مانند آنچه مردم تونس و یمن انجام میدهند را عملی کنیم و سرباز یا نیروی لباس شخصی باید بداند که مردم او را از ملت ایران نمیداند و او را چون یک نیروی اشغالگر قلمداد میکند مادامیکه به صف مردم نپیوندد زیرا که این رژیم و دیکتاتورش همانطور که تاریخ نشان داده دیر یا زود رفتنی است و این بستگی به همت و از خود گذشتگی ما ایرانیان دارد که با دادن دست اتحاد به هم از هر گروه سیاسی ، قومی و مدهبی موقعیت ایرانمان را درک کرده و ببینیم که کسی برای مردم مصر تاریخ و زمانی مشخص نکرد و صد البته که ما به همتی بسیار بیشتر از مصریان نیاز داریم زیرا که رژیم ایدئولوژیک حاکم با ابزار دین توده هایی را شستشوی مغزی داده که از هیچ جنایت به اسم دین ابایی ندارند!
درین راه نیاز به افرادی سلحشور که با فداکاری بتوانند جرقه در میان مردم بزنند(نه از نوع عربی که دست به خود سوزی بزنند) بسیار ضروری به نظر میرسد مانند آنچه دیروز دیدیم که فردی با بالا رفتن از جرثقیل توانست سهمی در تهییج مردم ایفا کند که حتی پاییت آوردن او زحمت بسیار برای عمال سرکوبگر داشت.

نگاه تمام دنیا و رسانه ها به ایران و شجاعت ایرانی است – اگر نیاییم در دنیا آبرویمان بعنوان ملتی ترسو خواهد رفت!

ما ایرانی هستیم و در پایداری و مبارزه با ظلم اسطوره هایی چون کاوه آهنگر ، بابک خرمدین ، ابومسلم خراسانی و … و ندا و سهراب را داریم!
ما پس از آنچه ملت مصر پس از پیروزی خود از ما خواستند و یکصدا اعلام نمودند ایران کشوری است که بعد از ما آزادی را در آغوش خواهد کشید یا iran is next!
محکومیم به حضور و حمایت از آنچه آنان از ما آموخته اند…
آیا تو ایرانی از عربهایی ،که چنین نمایش شجاعت و پایداری از خود با حضوری 18 روزه در میدان تحریر مصر و خیابانهای تونس نشان دادند ، کمتر هستی؟
آیا تو اگر در تصادف ، سقوط هواپیما و زندان رژیم و یا کارگرو کارمند زحمتکشی از عواقب طرح احمقانه دولت در گرسنگی و فقر خود و خانواده مظلومش قربانی شوند جانتان فدا شود بهتر است یا در راه آزادی وطنی که تمام مواهبش در غارت دیکتاتور و رژیم آخوندی است!؟
پس دست به دست هم همدیگر را درین حضور حماسی یاری نموده و تا رسیدن به آزادی به خانه برنگردیم که اشتیاهی بزرگ است.

25بهمن – 14 فوریه روز ولنتاین و روز عشاق است آزادی بهترین کادو به عشق ابدیمان ((ایران)) است

شاید کمترکسی در دنیا روز 14 فوریه یا همان روز معروف ولنتاین را برای ابراز عشقش به معشوق فرصتی مغتنم نشمارد.
حال که همه با درخواست یاری عزیزان جنبش سبز مردم ایران ، موسوی پاکدامن و کروبی شجاع ، مواجه هستیم با لبیک گفتن به آن و حضور شجاعانه وماندن در خیابانها ((آزادی)) را همگی با همت و غیرت به معشوق ابدیمان ، وطن در بندمان یا همان ایران خانم دلخون شده هدیه دهیم….

ما آمدیم – حسینی و میرحسینی و به یادبود شهدای عاشورای 88 ایران – شما هم بیایید!

با سلام و عرض احترام خدمت تمام هموطنان سبز اندیش و مخاطبان آزاده که در نبود 6 ماهه ما این چنین ما را مورد لطف و محبت خود قرار داداند.
این دوری نا خواسته به دلیل پاره ای مشکلات و از دست دادن تنی چند از دوستان فعال در شهرهای و نمایندگانمان در دانشگاهها و محلات بود که به دلایل فعالیتهای آزادیخواهانه شناسایی و یا توسط آدمفروشانی که با وقاحت نام ایرانی بودن را بر خود دارند لو رفتند!
عده ایشان از چنگال اهریمن جهل و جور و فساد رهایی یافته و عده ای از جمله پ.ن در زندان رژیم آدمخوار محبوس مانده اند و ما را بر آن داشتند تا چراغ این محفل را دوباره روشن سازیم بلکه به رسالتمان که همانا روشن ساختن فکر و ذهن ایرانی بر قدم نهادن در راه صحیح برای رسیدن به آزادی واقعی و حق خود در به رسمیت شناختن حق حاکمیت مردم بر خود است ، عمل کرده باشیم.
این اتفاق درست در روز و ایامی اتفاق میفتد که غم عزای حسین ، آن آزاد مرد تاریخ و آن ایرانی ترین امام شیعیان که فرزندان ایشان از سلاله شهربانوی پارسی است ، رخ میدهد و تصمیم گرفتیم یادی کنیم از شهدای مظلوم عاشورای خونین 88 تهران که ما به خون آنان در حد خون شهدای راه کربلای حسین مدیون هستیم.
شهدایی چون مهدی فرهادی نيا، محمدعلی راسخی‌نيا ، امير ارشدی و شهرام فرجی.
شاید هیچگاه از ذهن هیچ کس تصویر جان دادن برادر عزیزمان زیر چرخهای راننده وحشی نیروی انتظامی را از یاد نمیبرد.
لذا برماست که یاد آنها را با حضوری سبز در عاشورای 89 گرامی داشته وبر ادامه راه برحق آنان مهر تایید بزنیم.
ما میتوانیم بار دیگر با حضور سبزمان در تهران و سراسر شهرها با اتحاد و تعقل ایران را پس بگیریم و از حق و خون شهدایمان دادخواهی کنیم. پس یا حسین – میر حسین!

سالگرد شنبه خونین و شهادت دهها تن از هموطنان و جوانان نازنین ایران زمین تسلیت باد

پارسال در چنین روزی یعنی 31 خرداد 1388 سگهای وحشی ولایت وقیح به دستور چوپان گله گرگها در نماز جمعه سینه دهها جوان رعنا و عاشق ایرانمان را با گلوله های کینه و ترس شکافتند و در چنین روزی بود که ((ندای زیبای آزادی)) مردم ایران خون رنگینش بر خاک وطنی ریخت که خونها بسیاری را در وجود خود لمس کرد تا روزی این میهن مظلوم ترانه رهایی سر دهد و نسیم خوش آزادی را در جای جای این خاک مقدس مردمان خسته و ستمدیده اش را نوازش کند.
یک سال از آن فاجعه وحشتناک گذشت و مشاهده تصویر شهادت بانوی زیبا ایرانی در تمام دنیا بود که مردمان گیتی را از حادثه ای خبر داد!انقلابی سبز که بار دیگر پارسیان شجاع به همگان نشان دهند که یگانه ملتی هستند که زیر بار هیچ حکومت زور و ظلمی نخواهند رفت حتی اگر نظامی به دروغ مذهب نما سالها با دروغ و نیرینگ دین تمام ساده ترین حقوق آنان را سلب کرده باشد.
آری!اینک ایران سبز مملو از جوانانی زیبا با بیشترین و بهترین استعدادها و توانمندیهاست که میبیند در مملکتی زندگی میکند که بهشت است و شیاطین آن را به جهنمی تبدیل کرده که در آن نه آینده ای روشن انتظارش را میکشد و نه در حال آن اثری از شادی و طراوت است!
رژیم بی شرافتی که با به اعتیاد کشاندن جوانها و با سرکوبی زنان و دختران زیبایش با چماقی به اسم حجاب میخواهد این نیروی عظیم و رودخانه قدرتمند جوانی را پشت سدی نگهدارد ولی اینک فصل هوشیاری است و من و ما و همه جوانان ایران زمین با قسمی که به خون برادران و خواهران عزیزمان ،که با ما عهد بستند و وارد کارزار برای آزادی خانه پدری و سرزمین مادریشان بسته اند، نمیگذاریم که این خون بی نتیجه پایمال شود و فراموش نمی کنیم اشک و بغض تمام مادران و پدرانی که عزیزانشان را کنار خود ندارند و یا در زندانهای رژیم قاتل و جنایتکار مثل سرو استوار ایستاده اند و به امید نشسته اند روزی را که ما در آزادی را برایشان بگشاییم و وارد وطن آزادی شوند که دیگر دین ابزار دست حکومتش نیست و به قول آن روحانی فرزانه ((آیت الله کاظمینی بروجردی))، که باید برای سلامتیش و زنده نگهداشتن یادش هر آنچه از دستمان بر می آید انجام دهیم، باید ایران آزاد ما دولتی دارا باشد که دین در حکومت جاری نشود و به عبارتی تنها نوید ایران آزاد همانا سکولاریسم وبرابری همه اقوام و ادیان است و ما تا تحقق این خواسته و فروپاشی پایه های این رژیم خونخوار فاسد و گرفتن انتقام خون نداها و سهرابهایمان حق ساکت ماندن نداریم.
(ماجوانان سبز ایران زمین میتوانیم چون بیشماریم)
سالروز شنبه سیاه و شهادت جوانان ایران و سمبل آزادی ایران ((ندای عزیز)) و دیگر یارانمان بر مادران و پدرانشان و همه ایرانیان عاشق آزادی تسلیت باد…یادشان و راهشان متداوم و جاودانه باد.

اعدامها را جدی بگیرید!رژیم افکار عمومی مردم را میسنجد

سال 88 بنا بر روایتهای مختلف با آمار بیش از 150 اعدام سپری شد که 2 مورد آن یعنی اعدام دو جوان بی گناه یعنی ((محمد رضا علی زمانی)) ،((آرش رحمانی پور))بیش از پیش دل بسیاری از مردم آزاده و آزدیخواهان را به درد آورد!
البته درین میان اعدام ((احسان فتاحیان)) هم بسیار ظالمانه و ناشی از حس درنده خویی مضاعف رژیم به هموطنان کرد ما بود که چگونه در طول تاریخ 30 ساله جمهوری جنایت مورد قتل و سرکوب شدید واقع شدند.
بی شک اگر مردم ایران اگر واکنش نشان میدادند این رژیم نه تنها جسارت چنین غلطی بخود نمیداد بلکه در سقوطش دیگر جای شکی واقع نمیشد ولی متاسفانه چنین نشد و نه آن مردم ونه آن عزیزانی که جنبش سبز آزادیخواهی را کلید زدند برخورد قاطعانه ای نشان ندادند و این شاید این سوال را در سر تداعی میکند که ما از سر چه خواستهایی قیام کردیم و جنبش سبز آیا فقط برای یک اعتراض گذرابه تقلب در انتخابات فرمایشی ریاست حمهوری بود؟
اگر کمی واقع بین باشیم میبینیم که سکوت ما باعث شد 5 هموطن دیگر ما بدست رزیم ددمنش ولایت فقیه پرپر شود و همچنان افرادی دیگر به لیست اتاق انتظار قتل رژیم اضافه میشوند!واقعا ما را چه شده؟چرا در خواب غفلت هستیم؟چرا نه تنها حس وطن پرستی بلکه حس انساندوستی خود را نیز به فراموشی سپرده ایم؟
آیا با این روحیه میشود امید به هر چه با شکوهتر برگزار شدن سالگرد تقلب بزرگ و جنایت بعد از آن چشم داشت؟و آیا میدانید سکوت در برابر این اعدامها و عدم واکنش افکار عمومی داخلی و در پی آن عدم اقبال حداکثری مردم به مراسم سالگرد ((تقلب بزرگ)) چه تبعات سنگینی در پی خواهد داشت؟
شاید دست کم میتوان انتظار داشت ذستگیری و اعدام رهبران عزیز و وفادار به ملت در جنبش سبز رخ خواهد داد!پس از همه یاران سبز و فعالین و مردم سبز ایران باید انتظار داشت جهت بیداری افکار عمومی و وجدانهای خفته از هیچ تلاشی فرو گذار نکنید.
به امیدبیداری غیرت ایرانی!

سال تلاش مضاعف برای چه؟برای دست و پا زدن و ماندن به هر قیمتی!

نمرود زمانه و دیکتاتور برگزیده قرن 21 ، ولی فقیه وقیح ، سال جدید و نوروز خود را با پیام گستاخانه خود سال (( کار و تلاش مضاعف )) نامگذاری کرد . این در حالی بود که مهندس موسوی ، آن مرد پاکدامن و وفادار به مردم با زیرکی و سیاستمردی خود پیش دستی کرده و به درستی سال 89 را سال (( صبر و استقامت )) نام نهاده بود که بدرستی بعد از گذشت سال پر از رشادت و رنجهای مردم سبز ایران ، باید وارد فاز جدیدی از مبارزه با رژیم آدمخوار و آدمکشی شد که براستی لیاقت حکومت بر مردم و خاک عزیز ایران را ندارد.
در فاز جدید با حکومتی طرف هستیم که در اثر همت و مبارزه جوانان سبز ایران زمین دچار سر در گمی ، ضعف و ریزش شدید در نیروهای خود شده است بگونه ای که در چنین شرایطی است که مردم ایران با یک تجدید روحیه در ایام زیبای نوروز باستانی خود را برای صبر واستقامت در راه هدفی واحد ، که همانا برچیدن ظلم و دیکتاتوری است که 31 سال پیش با یک فریب بزرگ آن را بر مملکت خویش مستولی کرد ، آماده میسازد.
اهمیت مبارزه و استقامت در سال جدید برای مردم ایران وقتی بیشتر میشود که جدای از شرایط سخت اقتصادی تحمیلی ناشی از فساد و بی تدبیری نظام حاکم و تهدید تحریمهای بین المللی ، که در انتظارش هستند متاسفانه رژیم ابله گویی بقای خود را در ماجراجویی و بر طبل مبارزه طلبی جنگ یافته و نباید گذاشت پیش از چنین حماقتی که خاک عزیز وطنمان را به ویرانه ای تبدیل کند و جانهای بسیاری از هوطنانمان در راه چنین خطری هدر شود خود با هزینه ای به مراتب کمتر هرچه زودتر بپاخیزیم و بنیان جهل و جور و فساد را از ریشه بکنیم.
ولی براستی باید پرسید مقصود خامنه ای جنایتکار از نامگذاری سال 89 به نام سال (( تلاش و کار مضاعف )) چیست؟
پر واضخ است که دلیلی جز هراس و ترس از سقوط و از دست دادن فرصتی بیشتر برای غارت و چپاول ثروتهای ملی ایران نیست و چه بسا آخرین تلاشها برای اندوختن مال کافی و جای مناسب برای فرار از مملکت در لحظات آخر!
پیام خامنه ای تنها برای نوکران و هموطن فروشان و خائنین به ایران عزیز بود تا خود را آماده سازند که باید به هر جان کندن و هر جنایتی که ممکن است وی را بر مسند قدرت حفظ کنند .
ولی اگر برای جنبش سبز و مردم در رنج ایران معنی کنیم سالی با همت مضاف و سبز برای رسیدن به آرمانهای سبز و آزدیخواهانه ای است که میتواند نمونه تکوین یافته ای از تلاشی دوباره از نیل ملت ایران به دمو.کراسی و حقوق بشر است و خیزش سومی که این بار نه از روی فریب و پیروی کورکورانه بلکه برای رسیدن به آنچه لیاقت مردم ایران و نسل آینده ای است که اگر برای این فرزندان و طفلان ایران دغدغه زندگی در یوق حکومتی جبار نداشته باشیم فردا باید جوابگوی سیل انتقادات و نیازهایی باشیم که از آنان دریغ خواهد شد و آینده ای سیاه برایشان باید متصور بود پس:
(( ایرانی ، من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی ، همه برخواهیم خواست و ایران رو از نو خواهیم ساخت ))

4شنبه سوری و نوروز سنت دیرین ایرانیان است که اسلام نیز نمیتواند آنرا از پارسیان بگیرد

در حالیکه در آستانه روز 4 شنبه سوری قرار داریم رژیم آدمخوار ولایت فقیه با انواع ترفندها ، اعم از تهدید ، دروغ ، و حتی مستمک قرار دادن فتاوی بعضی مراجع دربار ولایت از جمله خود خلیفه ابله آن ،که به خیال خود رهبر دنیای اسلام است ولی در واقع رهبر گروهی اوباش و بیسواد است، سعی در نهی مردم از برگزاری این سنت دیرینه دارند و ترسشان تنها ازین است که ایرانی از هرچه بگذرد از سنت آبا و اجدادی خود نمیگذرد و تاریخ نشان داده از زمان مستولی شدن اسلام با زور سر نیزه خلیفه دوم و نابودی مذهب کهن پارسیان و کشتار تعدادی بسیاری از مومنان به اهورای پاک، باز هم سنتهای خود را حفظ و بر آن استوار مانده است.
وانگهی در این دهه های اخیر این مراسم به علت گستردگی جغرافیایی در همه جای ایران ما ، برای رژیم غیر قابل کنترل و غیر قابل سرکوب بوده چرا که این خود به منزله بازی با آتش است.
رهبر ذی شعور بسیجیان و الوات ایران استفتا فرموده که چهارشنبه سوری منافی اسلام است و حال ایران و ایرانی با غیرت بیشتر که درین 8ماه نشان داده با حضور پررنگ تر و مقتدر تر از سالهای گذشته در آخرین چهارشنبه سال این پیغام را به رژیم سرتاپا فساد و جنایت خواهد داد که مرگ بر اسلامی که شما منادی آن باشید و درود بر ایرانی که زیز بار ذلت و زور نخواهد رفت و چنین است که ابلهان خواهند فهمید که نورز 89 مجالی است برای اتحاد همه مردم برای رسیدن به آزادی و دموکراسی و نجات وطن از جنگی خانمان برانداز….
پس ((سالی که نکوست از بهارش پیداست))!؟
4شنبه سوری

« ورودی‌های پیشین

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.